تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


1-ّبیایم و سال جدیدو بدون هیچ وابستگی فکری و عاطفی به کسی تا انتها سپری کنیم. ;-)

2- بزرگترین ظلم و ناعدالتی دنیا، بچه دار شدنه. بزرگترین خودخواهی ممکن. اینکه یه ادمی که خودش   زندگی کرده و دیده که چقدر سختی و ناعدالتی و مشکل داره، حاضر بشه یه موجود بی گناه رو وارد این همه بدبختی این دنیا بکنه. اونم صرفا بخاطر خودخواهی خودش. بخاطر ارضای حس عاطفی خودش و تجربه ی پدر و مادر شدن، تنها نبودن بچه ی بزرگترش!!!، حرف مردم، سر به راه کردن شوهر!!!!، حفظ بنیان خانواده و .. اینو خیلی کلی گفتم. حتی اونایی که توی اوج رفاه زندگی می کنن. چچه برسه به اونایی که سر تا ته زندگیشون بدبختی و بی پولی و ..

ضمنا هیچ پدر و مادری حق نداره سر بچش منت بذاره که زحمتشو کشیده. چون هیچ بچه ای به انتخاب خودش وارد زندگی نشده. این پدر و مادرش بودن که خواستن حضور داشته باشه..

ببهترین پدر و مادر اونایین که هرگز بچه ای رو خلق نمی کنن..

3- فرندز میبینم و مدام متعجب میشم از روابطشون. اینکه وقتی میبینن طرف مقابل واسشون ادم مناسبی نیست، بهش میگن و خیلی راحت همه چیز تموم میشه. هیچکس به دل شکستن محکوم نمیشه!!! هیچکس محکوم به تحمل طرف مقابل نیست مبادا طرف مقابل ازرده بشه. خیلی راحت همه چی تموم میشه. تعهد تا زمانی معنا داره که تعهد عاطفی ای وجود داره. و از طرف دیگه، به زبون میارن که دیگه نمیخوان با هم باشن. یهو ناپدید و گم و گور نمیشن!! یهو بی تفاوت نمیشن، با بی محلی و کم محلی طرف مقابلو خورد نمیکنن. 

4- یاد گرفتم که همیشه حرف دلمو مستقیم و روراست بزنم. بدون گوشه و کنایه. بدون تعارف و رودروایسی. و البته محترمانه. این همه عزیزم و فدات شمایی که ملت نثار هم میکنن، بدون اینکه حتی واسه هم احترام ساده قائل باشن، حالمو بد میکنه. اادم یا حرفی رو نمیزنه یا اگه میگه از ته دل میگه.

5- این روزا قلبم پر درده و ذهنم پر دغدغه. ولی مگه بدتر از اینارو از سر نگذروندم؟! پس اینم میگذره.. گاهی همه چی خیلی درد داره. گاهی که نه. بیشتر وقتا. ولی مگه راهی جز تحمل کردن هست؟! 

6- خدایا میشه محکم بغلم کنی؟! انقدری محکم که یه عالمه احساس امنیت کنم؟! 

یانوشکا .. ۱۶ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۳۷ ۹ ۰ ۱۷۴

نظرات (۹)

  • شبگیر سابق
    پنجشنبه ۳۱ فروردين ۹۶ , ۱۵:۴۵
    نمی دونم حرف دومتون درسته یا نه، اتفاقا من تا حالا این طوری قضیه رو نگاه نکرده بودم. حداقل اینه که خیلی خلاف عرفه  و خط های آخرش تا حدی بی رحمانه. ولی جالبه بعضی ها میرن کلی نذر می کنن تا بچه دار شن. به نظرم به اون ها هم نمیشه ایراد گرفت، چون اساسا مبنای دیگه ای دارن.
    ضمنا به سختی و بی عدالتی باید ناامیدی رو هم اضافه کرد. گرچه به عقیده بعضی ها، اگه این مراحل رد بشه و آدم به آرامش برسه، دیگه به هیچ وجه ناراحت نخواهد بود از اینکه به دنیا اومده.
    به هرحال ما اختیار داریم، ولی بین کلی جبر. این هم یکی از جبرهای روزگاره.
    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۴ ارديبهشت ۹۶، ۰۸:۲۹
      خلاف عرف؟! ما یه عالمه عرف توی جامعه داریم که خیلیاشون غیرمنطقی و غیرقابل احترامن..
  • x
    سه شنبه ۲۲ فروردين ۹۶ , ۲۰:۵۰
    دقیقا در مورد بچه موافقم و خوشحالم من تنها ادمی نیستم که همچین‌طرز فکری دارم 
    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۲۳ فروردين ۹۶، ۲۱:۴۱
      من باهاتم. خیالت راحت ;-)
  • حامد درخشانی
    سه شنبه ۲۲ فروردين ۹۶ , ۰۲:۳۶
    به نظرم مشکل خیلی بزرگی که الان تو خیلی از رابطه های ما وجود داره اینه که یک یا هر دو طرف واقعا شخصیتشون شکل نگرفته یعنی هیچ تعریف مستقلی از خودشون ندارن و در نتیجه خودشونو با رابطه هاشون تعریف میکنن که این خیلی بده!
    رابطه که تموم بشه آدم دچار سردرگمی میشه و به همین خاطر حاضره هر کاری بکنه و هر چیزی رو تحمل کنه ولی رابطه رو تموم نکنه.


    پ.ن: فرندز عالیه!
    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۲۲ فروردين ۹۶، ۱۴:۱۰
      منم فکر میکنم ادمی توی رابطش موفقه که اول از همه یه شخصیت کامل شکل گرفته باشه.
      ولی اینکه ادم گاهی نمیخواد رابطه تموم بشه،دلیلش میتونه تنهایی بی حد و اندازه ی این روزای هممون باشه که داریم بخاطرش به هر کسی و هرچیزی چنگ میزنیم.
      +دقیقااااا!
  • بای پولار
    يكشنبه ۲۰ فروردين ۹۶ , ۲۲:۵۷
    1. رابطه عاطفی نداشته باشی یه درده. داشته باشی هزار درد!!!
    ولی خب همون یه شیرینیش می ارزه به تمام تلخی هاش. اما در مورد وابستگی قبول دارم حرفت رو. خیلی بده چه فکری، چه عاطفی، چه مالی، چه اجتماعی و ....

    2. نگو اینجور! چون به نظر و عقیده ی من روحمون بالاخره وارد این دنیا می شد. ربطی به پدر مادرمون نداشته! و این کالبدمون مثل لباسی بوده که تنمون کردیم. مثلا فکر کن ما تو صف وارد شدن به این دنیا بودیم پدر و مادرمون این لباس رو فرستادن و ما تنمون کردیم و اگه نمی خواستن بچه دار بشن شاید ما الان یه فقیر آفریقایی، یه مرفه اروپایی و چی و چی و چی بودیم. به هر حال شانس ما این بوده! درست مثل فرآیند فرزند خونده قبول کردن!!!
    اما خب اون چیزی که مهمه اینه که اگه آدم نمی تونه و لیاقت تربیت یه آدم رو نداره. غلط می کنه بچه دار بشه. حتی اگه فقیر و بی پول باشه اشکال نداره ولی باید بتونه نیازهای روحی و عاطفیش رو تامین کنه.

    3. بابا اونا خیلی باحالن. شب با طرف آشنا می شن، س ک س می کنن، فردا جدا می شن!

    4. رک بودن خیلی خوبه ولی بدبختانه هزینه داره تو این مملکت :(

    5. نباش این طور. امید که بگذرونی این روزها رو بدون هیچ لطمه ای...

    6. بهترین حس دنیاست اینی که گفتی...

    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۲۱ فروردين ۹۶، ۱۹:۵۷
      1. اره. درست میگی کاملا :-))))
      2. تا حالا اینطوری بهش فکر نکرده بودم. پس خدا مقصره نه بابا مامانامون :-))))
      3.اره دقیقا. عاالییین :-)))) خخخ

  • معلوم الحال
    جمعه ۱۸ فروردين ۹۶ , ۱۹:۵۸
    حقیقتش so so :)
    اصلا نمیدونم چی درسته چی غلط !!!
    یه سری اسما رو این روزا همه به غلط بکار میبرن ;) عشق و فلان و ...
    بیخیال بابا .. زندگیمونو بکنیم
  • ــ یاس ــ
    جمعه ۱۸ فروردين ۹۶ , ۱۷:۴۶
    ۱/ دیدی اصن یه جوری شدن آدما انگار حضور یه آدمی که گند بزنه به حالشون ضروریه و بدونش نمیشه؟ به شخصه بعد تموم شدن یه رابطه تا چند سال آینده پشت دستمو داغ میکنم ، اینقدر الان حالم خوبه :)) 

    ۲/ به نظرم اگر شرایط خوبی داشته باشیم،از نظر مالی اجتماعی سیاسی فرهنگی و غیره اونقدرا اتفاق وحشتناکی به نظر نمیاد. به نظرم اون وقتی که به دنیا اوردن بچه هدیه یه زندگی مثبت و پربار براش باشه اتفاق خوبیه:)) 

    ۳/وای شاید باورت نشه بعد از عید دوباره شروع کردم دیدنش برای بار نمیدونم چندم از اول.بعد همون فصل اول اپیزودای ابتداییش نمیدونم دیدی یا نه، مانیکا میره و با الن بهم میزنه، من همون موقع به همین قضیه داشتم فکر میکردم دوباره. که چقدر راحت بدون اینکه متهم شه به سنگدل بودن یا چمیدونم بی وفایی یا چی به این نتیجه میرسه که دوست نداره ادامش بده و خیلی عادی تموم میشه.کاش حداقل دیدن اینطور سریالا بتونه واسه عده‌ای فرهنگسازی کنه ولی وقتی نصف ادبیات و شعر نومون چس ناله از رفتی دوستم نداشتی فلان و بهمانه راه دور و درازی داریم:/

    ۶/ یه چیزی بگم ؟ خوندن مورد ۶ ازت عین این بود که مثلا یکی بیاد بگه بیا تو خیابون یه زرافه صورتی خال خالی داره رد میشه:)) البته اغراقش که شوخی بود ولی خودن شماره‌ی ۶ ازت واسم جذاب بود:)

    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۱۸ فروردين ۹۶، ۱۹:۱۶
      1. آخ آخ دقیقا. البته من که میدونم همش حرفه. دوباره یکیو میبینیم همه ی قول و قرارای ذهنی به فنا میره :-))))))
      2. شاید. نمی دونم :-)
      3. هنوز یاد نگرفتیم که دوست داشتن به زور و با آه و ناله نمیشه. 
      6. خود خدا هم از من نا امید شده. سخت نگیر. یه چیزی همینطوری نوشتم :-))))))
  • معلوم الحال
    جمعه ۱۸ فروردين ۹۶ , ۰۳:۲۹
    راجع به بند ٣ که نمی دونم چی بگم واقعا :-|
    اما در رابطه با بند ٥ و ۶ امیدوارم که زود زود همه چی رو به راه بشه، احساس آرامش کنی و بهترین ها رو تجربه کنی 😊
    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۱۸ فروردين ۹۶، ۰۹:۵۱
      چرا؟ مخالفی؟
      مرسی معلوم جان :-)
  • هوپ ...
    پنجشنبه ۱۷ فروردين ۹۶ , ۲۰:۳۴
    1. کاش می شد واقعا! 
    2. من از آدم های خودخواهیم که از الان اسم بچه هام رو انتخاب کردم از بس بچه دوست دارم، امیدوارم اول لیاقتشون رو پیدا کنم بعد خدا بهم اونا رو بده!
    5. چشم به هم بگذاری میبینی که گذشته، صبور باش
    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۱۸ فروردين ۹۶، ۰۹:۵۰
      2. مسئله اینه که مسئولیت خیلیییی بزرگیه. مهم اینه که ادم اگه بچه دار میشه مسئولیت پذیر باشه. مطمئنا تو خیلی خوب از پسش برمیای خانم دکتر عزیزم :-)
  • لیمو ...
    چهارشنبه ۱۶ فروردين ۹۶ , ۲۰:۲۱
    راجع به مورد دومی.احساس میکنم منطقی نیست.مثل اینه ک بگیم چون شکستی هست پس هیچ وقت تلاش نکنیم 
    هرچیزی خوب و بد داره 
    دنیا که دیگه جای خود داره...این نظر الانمه.شاید بعدها تغییر کنه 
    همه ی رابطه ها باید مثل مورد سوم باشه واقعا 

    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۱۷ فروردين ۹۶، ۱۳:۱۷
      اصلا نمیتونم باهات موافق باشم متاسفانه :-)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی