تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان



این تست قدیمیه ولی من تازه امروز انجامش دادم. و اینکه بنظرم تست جالبیه. شاید نه خیلی دقیق ولی تا حد زیادی درست. این عدد 41 سال واقعا منو به فکر انداخت. به اینکه همه ی زندگیم آدم معقول و خیلی خیلی منطقی ای بودم. همیشه محافظه کار بودم. کاری رو انجام دادم که قبلا امتحانشو پس داده بود. همیشه آروم و متین و خانمانه بودم. نه شیطنت کردم نه کارای عجیب و غریب کردم. نمونه ی بارز "بچه ی مردم!!" بودم. هیچ کاری رو نصفه رها نکردم. هیچ کاری رو صرفا بخاطر لذت و هیجانش انجام ندادم. معمولا شنیدم ادما تا بیست سالگی یه عاشقی خیلی پرشورو تجربه میکنن. چیزی که من هرگز تجربش نکردم. نمیگم هیچ وقت از کسی خوشم نیومده ولی هیچ وقت حاصلش عشق نبوده. توی انتخاب رشته و مسیر زندگیم قطعا موقعیت اجتماعی و پول و نظر خانوادم عوامل خیلی مهمی بودن. اصلا هم مدعی نیستم که من عاااشق پزشکی یا دندون بودم. هیچ وقت خلاف میل بابا و مامانم کاری رو نکردم. هیچ وقت ریسک بزرگی نکردم. 

بنظرم این مدل زندگی کردن و تا این حد محافظه کار بودن از یه جهاتی خوبه. از این نظر که درصد خطا و اشتباهاتت کمتره. معمولا از اونایی میشی که دیگران به زندگیشون نگاه میکنن و میگن فلانی چقدر زندگی خوبی داره. معمولا هم همه ی ادمایی که توی زندگیتن ازت راضین. ولی خب جنبه های منفی خاص خودشو داره. یه هیجان خیلی زیاد و دیوونه بازیای لذت بخشو ممکنه هرگز تجربه نکنی. احتمالا خودتو از یه سری تجربیات خاص محروم میکنی. ممکنه یه روزی برگردی و به زندگیت نگاه کنی و حس کنی هرگز زندگی نکردی.. تویی و یه برنامه ی زندگی از پیش نوشته شده که مو به مو جلو میبریش.. احتمالا خیلی جاها زندگیت دچار یکنواختی میشه..

این روزا عمیقا دلم یه تنوع و هیجان خیلی زیاد میخواد. یه اتفاقی که زندگیمو از این یکنواختی بیرون بیاره.

بنظرم داشتن یه دوست خل و چل و شیطون میتونه باعث بشه ادم یکمی گاردشو باز کنه و بی پروا تر عمل کنه. ولی خب من دوست نزدیکم هم تا حد زیادی مثل خودمه. درحقیقت من بیشتر روی اون تاثیر گذاشتم تا اون روی من! 

دوست داشتم یه روز کسی با کلماتی جز معقول و منطقی و اروم و سنجیده درموردم نظر بده!

پ ن: لطفا بهم جواب بدید. به نظرتون من آدم پیچیده ای هستم؟! خودم که حس میکنم زیادی شفاف و روراستم..

یانوشکا .. ۲۶ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۵۹ ۱۵ ۴ ۲۰۱

نظرات (۱۵)

  • بای پولار
    جمعه ۲ مهر ۹۵ , ۱۰:۲۴
    خوبه که حداقل یه جور بودی! من دائم در نوسان بودم بین این آدم شر و شیطون و این بچه ی حرف گوش کن و منطبق بر عرف. برا همین الان هیچ چی نشدم!!!

    به قول خودت یه رفیقی که اهل جسارت باشه راحت می آرتت توی این احوالات و حسابی لذت می بری از اون تک و توک شیطنت هات. ولی خب هیچ وقت نذار شخصیت اصلیت رو گم کنی.

    به نظر من که تا الان می خوندمت حس می کردم همینجوری باشی که از خودت نوشتی.
  • مژگان
    چهارشنبه ۳۱ شهریور ۹۵ , ۰۱:۰۱
    سلام...
    چقدر تو خوبی...
    من همیشه دلم میخواست گذشتم مثل تو بود دقیق و نظم دار...
    اما خب نشد...
    من فوق العاده دیوونم...
    من اگه دوستت بودم حتما بهم میگفتی دیوونه وجودت مهمه خخخخخ...
    البته ی مدته خیلی تو خودمم ولی خب همیشه دوست مسخره و شیطونی بودم...
    میدونی چیه؟عاقل بودن من خیلی خنده داره ظاهرم عاقله اما باطنم دیونست...
    من مخاطب قدیمیت نیستم اما تا جایی ک شناختمت اینه ک حدس میزدم زندگیت و خودت چیزی باشه ک نوشتی...
    بنظرم دختر منطقی هستی اما فوق العاده مهربون...
    روشن فکری اما حد و مرز خودت رو داری...
    عاشق کسب اطلاعات و موفقیت ها هستی...
    درونت یکم با شادی بیرونت فرق داره اما حس میکنم آرومی...
    از اون آدمایی نیستی ک بخاطر تنهایی کسی رو ب راحتی بپذیرن و بگن وقتشه دیگه...
    دقیق و منظم و ریزبینی و حس میکنم با نگاهت تو یک لحظه همه چی رو میگیری...
    اعتقاداتت خیلی قشنگه باعث آرامشی...
    خیلی خوبی پژال من دوست دارم هرچی خوبیه داری والسلام
    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۳۱ شهریور ۹۵، ۱۴:۰۴
      خیلی خیلی مررررسیییی عزیز دلم از همه ی لطف و مهربونیت نسبت به من. خودت خوب و مهربونی، بقیه رو هم مثل خودت میبینی :-*
  • منتظر اتفاقات خوب
    يكشنبه ۲۸ شهریور ۹۵ , ۱۰:۲۰
    اینکه چه جور آدمی هستید. نظر خودم رو میگم با اینکه خیلی وقت نیست دنبالتون می کنم ولی از خوندن پست هاتون همیشه حس میکنم یه آدم تحصیل کرده و منطقی پشت این حرف هاست آدمی که می گرده تا درست رو پیدا کنه و هم جای درست خودش رو پیدا کنه. 

    در مورد پست  بالا هم همینجا نظرم رو میگذارم. که ترجیح خودم داشتن یه عشق منطقی هست نه یه عشق کور. میشه عاشق شد و کسی رو دوست داشت. که در کنار هم بتونید جلو برید.
    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۲۸ شهریور ۹۵، ۱۴:۵۰
      خیلی خیلی ممنون از نظر لطفتون نسبت به من :-)
      عشق منطقی.. اصطلاح جالبیه..
  • ستــ ـاره
    يكشنبه ۲۸ شهریور ۹۵ , ۰۰:۳۴
    خوب من نمیدونم اینجا منظور از پیچیده دقیقا چجور آدمیه... ولی اگه من بخوام پیچیده رو تعریف کنم آدمیه که به سختی میشه شناختش و اکثر اوقات نمیتونی عکس العمل هاش رو پیش بینی کنی و من فکر نمیکنم شما پیچیده باشی...

    به نظر من زندگی خوبه که تلفیقی از این دو روش باشه... نه خیلی منطقی و خانومانه و همه چیز از قبل تعیین شده باشه... نه اونقدرا هم پراز بالاپایین و هیجان و آینده ی نامعلوم...
    یجور تعادل بین این دو لازمه برای یه زندگی خوب... ولی زندگی بی هیجان واقعا غیر قابل تحمله واسه من...
    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۲۸ شهریور ۹۵، ۱۴:۵۲
      اره واقعا.تعادل لازمه و البته تعادل برقرار کردن خیلی کار ساده ای نیست..
  • لیمو
    شنبه ۲۷ شهریور ۹۵ , ۱۹:۱۵
    همین الان دوباره اون تست رو انجام دادم سنم شد ۴۲ :-| طی حدودا سه ما شیش سال رشد :))
    خب برای تشخیص اینکه راه زندگیت درسته یا نه,قطعا فقط خودت میتونی بررسی کنی,چون هرکسی یه ملاکهایی داره,اهداف و ارزوهایی داره
    به نظر من,برگرد به ۶سالگی,۱۲سالگی و ۱۸ سالگیت
    ببین رویاها و اهداف و برنامه هایی که اون موقعها تو ذهنت داشتی محقق شده؟ببین دلت از اینی که هستی راضی هست یا نه
    اگه جواب مثبت بود قطعا راه زندگیت هم درسته
    اگه منفی بود,فرصت برگشت هست
    اخه ما اومدیم توی دنیا که زیبایی خلق کنیم,قلبمون رو شاد و راضی کنیم,و افسانه شخصیمونو دنبال کنیم!
    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۲۷ شهریور ۹۵، ۱۹:۲۰
      بله. کاملا درسته :-)
      جالب بود بدونم دیگران چه سبک زندگی ای رو می پسندن..
  • هوپ ...
    شنبه ۲۷ شهریور ۹۵ , ۱۹:۰۱
    چشم البته :)))
    راستش من هم فکر میکنم عشق اونجوری که میگن وجود نداره! یا آدم هایی مثل ما، مثل احساساتیا و به اون شدت عاشق نمیشن! از کسی خوششون میاد و دوستش دارن ولی بعد از اون میتونن باز هم زندگی کنن! باز هم از کسی خوششون بیاد ولی نه هر کسیک کلا همیشه حال خودشون و خوب کنن...
    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۲۷ شهریور ۹۵، ۱۹:۱۶
      منم کاملا همین نظرو دارم. دنیا پر از ادمای دوست داشتنی و تحسین برانگیزه. ادم میتونه این مدل افرادو دوست داشته باشه. خیلی هم عمیق و خالصانه. ولی اون عشقی که میگن چشم ادم فقط اونو میبینه و هرگز فراموشش نمیکنه یا وجود نداره یا واسه ما اتفاق نیفتاده! نمیدونم :-))))
  • لیمو
    شنبه ۲۷ شهریور ۹۵ , ۱۶:۵۹
    خب کلی گفته بودم حالا خلاصه میگم!
    من از وبهای قبلیت تا الان دنبالت میکنم
    و با این پست و بعدی فهمیدم یه چیزهاییمون خیلی مشابه هست.خط قرمزهایی که ازشون عبور نمیکنی,مبنای انتخابها و تلاشهات و انتخاب دوستات
    حتی شیوه ازدواج سنتی
    منم این رو قبلا انجام دادم و سن عقلیم ۳۶ شد!
    به نظرم میشه مثبتتر به قضیه نگاه کرد,ازدواج سنتی میتونه عشق رو هم داشته باشه و خیانتی توش به وجود نیاد
    _یادم رفته چه چیزهایی نوشته بودم :/
    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۲۷ شهریور ۹۵، ۱۷:۱۲
      شاید من خیلی بدبینم.. نمیدونم. اصلا مسئله ازدواج یا حالا سنتی بودن و نبودنش نیست.مسئله اینه که واقعا چقدر این راهی که توش هستم درسته..
      حیف شد که یادت رفت :-(
      مرسی از نظرت :-)
  • هوپ ...
    شنبه ۲۷ شهریور ۹۵ , ۱۳:۵۸
    درسته به نظر من محافظه کاری و جدی و دقیق و باهوش و به شدت پیچیده ؛)
    خصوصیاتت کمی تا قسمتی شبیه به منه،ولی من چند ساله با داشتن دوستای شیطون و پایه! شیطنت کردم و دیدم چقدررر لذت بخشه! یعنی دور زدن قوانینی که یه عمر برای خودت وضع کردی خیلی باحاله ولی خب در اوج شیطنت هم به پای شیطون ترین ها نرسیدم ؛))) و به پشم خودم دیدم که اطرافیانم تعجب کردن از رفتارم ؛))
    عشق هم وقتی اومد سراغت،به طرز عجیبی عوضت میکنه، کی گفته آدمای محافظه کار عاشق نمیشن؟
    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۲۷ شهریور ۹۵، ۱۶:۳۱
      مرسی از لطفت به من. ذوق زده شدم از نظر لطفت :-) :-)
      راستش خیلی اعتقادی به عشق ندارم. ادم میتونه از هرکسی که سر راهش قرار بگیره خوشش بیاد ;-)
  • Mr. Beautiful Mind
    شنبه ۲۷ شهریور ۹۵ , ۰۹:۵۶
    به دامپزشک مراجعه کن
    خخخخخخخخخخخ
  • فاطمه :)
    شنبه ۲۷ شهریور ۹۵ , ۰۲:۴۳
    یه فردی هستی با قوانین و مقررات خودت ..
    شخصیتی پیچیده در عین حال ساده ..
    بنظرم حتی این متنی هم که نوشتی محافظه کارانه بود ..

    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۲۷ شهریور ۹۵، ۰۹:۳۲
      راس میگی.. محافطه کارانه بود. ولی عمدی و ارادی نبوده.
  • x
    جمعه ۲۶ شهریور ۹۵ , ۲۳:۲۹
    منم هیچ وقت بچگی نکردم و ازین بابت خیلی پشیمونم .... همیشه یه ادمی بودم که به چند ده سال بزرگتر از خودمم مشاوره میدادم و تو جمع هم سن و سال هامم نقش مادر بزرگ داشتم :||||
    ولی میدونم به قبل هم برگردم بازم نمیتونم بچگی کنم و هیجان و شادی هم سن و سال هام رو داشته باشم چون کلا مدلم همین جوری بوده و هست و خواهد بود . 
    پیچیده نیستی فقط به سادگی هم سن و سال هات نیستی 

    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۲۷ شهریور ۹۵، ۰۹:۳۰
      راس میگی. تا حد زیادی به ذات خود ادم و طرز تربیت برمیگرده. تا حدی دست خود ادم نیست..
  • معلوم الحال
    جمعه ۲۶ شهریور ۹۵ , ۲۲:۵۹
    پس این "بچه مردم" تو بودی یه عمر میزدن تو سر من ؟! :))) 

    سن عقلی تون خیلی خوبه :) ولی با اجازتون یخورده صادق باشم باهاتون. 
    منم خیلی از موارد محافظه کار بودم. خیلی بی گدار به اب نزدم و سعی کردم توی چهارچوبای خاص خودم کارامو بکنم. اکثر موارد طبق برنامه مشخصم حتی رفتم و اومدم (نمونه ش رفت و برگشت از خوابگاه تا کلاس و بالعکس. دونه دونه کاشی ها و موازییک های کف راهروها رو از حفظم. کدومش رنگش پریده سست کدومش شکسته کدومش ....) اما یه سری اتفاقات افتاد که متوجه شدم بعضی وقتا خل و چل بودن لازمه. بعضی وقتا از ته دل خندین لازمه. چون هیچ کس از فرداش خبری نداره.
    این خیلی خوبه که عاقلانه رفتار می کنید. صادقانه میگم. ولی ببخشیدا! بعضی وقتا دختر باید خل و چل باشه. دیوونگی کنه. خوش بگذرونه. حالا نه مثل بعضیا (استیکر چشمک معلومانه :) ) ولی جوری نشه که اگه -زبونم لال؛ خدا اون روز رو نیاره- فردا بگن که ردا آخرین روز عمرتونه حسرت کلی کار نکرده روی دلتون بمونه. 
    عاقلانه و محافظه کار باشید. اما زندگی خودتون رو هم بکنید. 
    شاد باشید :)
  • سید مهدی
    جمعه ۲۶ شهریور ۹۵ , ۲۱:۳۵
    خیلی جالب بود....من هم با وجود ۴١ سالی که از عمرم گذشته دقیقا کارهایی میکردم که منطقی باشه یا جوابشو پس داده برد...احترام شدید به خواستهای خانواده...بدون شیطونک بازی, بچه ارام و ....ولی چیزی که منو با دیگر هم سنهای خودم میبینم..کمی مستقل در کارهایم حتی در سال اول ابتدایی خودم ثبت نام کلاس اولم را مردم و تا دانشگاه و .....و کار ولی همیشه بااحترام به طرفهایم و با امید و اعتماد به نفس عمل کردم...ووقتی به گذشته ام نیگاه میکنم , برخورد مثبت اجتماع را با خودم میبینم راضی ام.البته در پیشگاه خدا خجل و ناراضی هستم و امیدم به لطف و بخشش خداست....الان که بچه های این دور و زمونه را میبینم . باوخودم میگم عجب بچه خوبی بودم ها....از خودم تعریف نباشه ولی مادر میگه من اصلا نفهمیدم که بچه هام چطور بزرگ شدن از بس ارام بودن و باادب....
    • author avatar
      یانوشکا ..
      ۲۶ شهریور ۹۵، ۲۱:۳۸
      زندگی این مدلی برخورد مثبت جامعه رو به دنبال داره. ولی مسئله اینه که واقعا خود ادم قلبا از این راضیه که هیچ وقت دنبال خواست دلش نرفته؟!
  • ** سیلاک **
    جمعه ۲۶ شهریور ۹۵ , ۲۱:۱۴
    اسم وبلاگتون بی نهایت زیباست .. تا حالا نشنیده بودم ..


    :)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">